آخرین مطالب

کسب بلا با شرکتهای هرمی

کسب بلا با شرکتهای هرمی

بهترین عنوانی که به ذهنم می رسید کسب بلا با شرکتهای هرمی است واقعا هم به جای کسب درآمد باید بگویم کسب بلا و مصیبت . در آغاز به  من گفتند که سریع برو بانک ملت و یک حساب برای خودت باز کن تا پورسانت سر وقت به حابت واریز شود. بعد از آن مدارک  را تو ی سایت اسکن کنی و با شرکت قرارداد امضا کنی . فکر می کردم که کار تمام هست و باید بشینم اسکناس بشمارم ولی این تازه اول کار بود. تا این زمان متوجه کلاهبرداری آنها نشدم . تازه اول راه بود و گفتند که باید به کلاس های آموزشی ما بیایید و مثل اینکه بلا تمامی نداشت.

شیوه کسب بلا با شرکتهای هرمی به روش خودشان

سران و بزرگان شرکت های هرمی کلاس های آموزشی تشکیل می دادند و توی این کلاس ها چنان حرف از میلیونر و میلیاردر شدن می زدند که انگار یک ماشین پول کنارمون هست فقط باید دست دراز کنیم و اونها را بگیریم . لحن و شیوه صحبت کردنشون مرا به یاد هیلتر آلمان می انداخت که یک سخنرانی هیجان انگیز سربازان آلمانی را روانه جبهه می کرد . خلاصه توی این میتینگ ها و گردهمایی ها انگار ما رو هیپنوتیزم می کردند می گفتند چشماتون رو ببندید و آرزوهاتون رو مسجم کنید . گروه زیادی تو این مجالس و کلاس های آموزشی بودند و عده ای از فرط خوشحالی گریه می کردند واقعا حرفهایشان جذاب و محرک بود . غافل از اینکه خرسوار زمانی پیدا می شود که خری وجود داشته باشد تا خر نباشد خرسواری هم نیست

شروع کلاهبرداری شرکت های هرمی

واقعا انسان را همه جوره شستوی مغزی می دادند و با تلقین و چرب زبانی و شیوه های روان کاوی از زودباور آدم ها سواستفاده می کردند.  با پایان کلاس ها، مرتب اصرار می کردند باید خرید بزنی و از تو سایت استیج وسکو بزنی . من می گفتم پول ندارم ولی اینقدر اصرار کردند و چرب زبانی که باید حتما وارد سیستم شوی و خرید بزنی . از من مقاومت بود ولی آنها با مثال زدن و اینکه پول قرض کردن الان میلیاردر شدند منو راضی کردند وارد شوم .

پیشنهاد ویژه سایت پول یابی :  شیوه راه اندازی کسب و کار اینترنتی

با دیدن جنس ها متوجه شدم خیلی گران است و جنس با کیفیت تر از آنها در بازار وجود داره که ارزان تر هست.اگر چه در اول خرید کم کردم ولی مرتب زنگ می زدند که خرید بیشتر بزن و اصرار می کردند افراد بیشتر بیار و اونها هم افراد دیگری را تا سیستم زیرمجموعه تو کامل بشه و رشد کنی

شیوه کارشان این بود که باید مرتب به این و آن التماس می کردی بیا تو سیستم و کار کن . مشکلات یکی دو تا نبود مردم رغبت نداشتند و یا می آمدند خرید نمی کردند از آن طرف لیدرها مرتب می گفتند افراد بیشتری بیار

نتیجه کسب بلا با شرکتهای هرمی

نتیجه کسب درآمد با شرکت های هرمی جز بلا و اتلاف وقت و سرمایه و آبرو چیزی نبود. اینقدر باید التماس می کردی که مردم به چشم ابله به آدم نگاه می کردند تقریبا آبروی آدم پیش دوستان و فامیل رفت. در فروش اجناس متوجه شدم جنس ها متوجه شدم همه تقلبی  و فیک هستند و هیچ کس حاضرنیست آنها را بخرد. یک جورایی وجدان آدم  ناراحت می شد کم کم متوجه شدم کلاه بزرگی سرم رفته است و دیگه کار را ادامه ندام و به کسی معرفی نکردم . کلی کالا دستم بود که کسی نمی خرید و شرکت هم پس نمی گرفت جنس تقلبی باد کرده و پول از دست نتیجه شرکت هرمی برای من بود.

واقعیت اینکه این شرکت های هرمی سه چیز آدم را همزمان به باد میده : ۱- آبرو  ۲- دوستان صمیمی ۳- پول و سرمایه

بهانه های شرکت های هرمی در مقابل مقاومت دیگران

زمانی که متوجه کلاهبرداری آنها می شوی و می خواهی از آنها جدا شوی هزار و یک بهانه می آورند و استدلال می کردند که درآمد فلان سرشاخه اینقدر هست و یا از وزارت بازرگانی مجوز دارند و مرتب می گویند فلان کس این کار را می کند و چنین شد  و یا فلان کس آمد بادران و موفق شد  تو خودتو باور نداشتی واگر باورداشتی می توانستی موفق شوی.
درکل سیستم با دروغ کارخودش را شروع می کند و سعی در استمرار این دروغ ودادن جنبه تقدس به دروغ خودش دارد .بعد از مدتی که خواستم جنس هایم را به فامیلم که  مرا به این سیستم آورده پس بدهم حالت دعوا با من گرفته و سعی می کرد خودش را بر حق بداند و مرا بی عرضه.
جنس های را که گرفتم پس نمی گرفت و باز اصرارداشت به جای این جنس، جنس دیگر به من بده و از شرم خلاص شود به گفته خودش،
البته تو قانون شرکت های نتورک خوا نده بودم که باید جنسرا پس بگیرن،اما فی الواقع قانونی که به ضررشون بود را اصلا اجرا نمی کردند.

سرانجام شرکت های هرمی

مدتها از آن اتفاق می افتد و همیشه یاد این جمله لیدرها تو کلاس ها می افتم که با هیجان می گفتند: تو برای مادرت چیکارکردی  روز مادر وقتشه که با این کار زندگیش را دگرگون کنی وهمیشه مثال قورباغه کر رو میزدند که با وجود کر بودن زنده ماند و به موفقیت رسید. اما این پایان کار فقط من نبود…
بعداز مدتی متوجه شدم که همه لیدرهای آن شرکت شکست خورده های کوئست بودن که در غالب یک شرکت دیگر همان روش های شرکت های هرمی را به کارمی بردند منتها کارشان یک تفاوت کلی داشت:  یکی اینکه قانونی شده بودند با یک سری زدوبندهایی که داشتند  و دوم اینکه برخلاف کوئست خرید واقعی جنس وجود داشت، اما برخلاف گفته خودشان من این شرکت ها را صد درصد هرمی می دانم،هرسیستمی که داخلش حتی یک سرشاخه وجود داشته باشد صد درصد هرمی هست
 باز هم تکرار می کنم اینها کسب درآمد از شرکت های هرمی نیست بلکه کسب بلا با شرکتهای هرمی می باشد.

مواظب باشیم با جهل خود کلاهبرداران را ثروتمند نکنیم.

پیشنهاد ویژه سایت پول یابی :  امکان کسب درآمد میلیونی از اینترنت

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

16 + 13 =